کندوان ( اسکو )

 

از تبریز تا شهرستان اسکو کمتر از یکساعت راهه و اگه بخوای از زیبایی های جاده هم استفاده کنی فکر میکنم حدود 40 دقیقه طول بکشه تا به روستای زیبای کندوان برسی. حالا چرا کندوان ؟ خب بخاطر اینکه خونه های روستا به شکل کندو و در دل صخره ها ساخته شدن بهش میگن کندوان . کلا تو دنیا سه تا روستا وجود داره که در دل صخره ها و از سنگ ساخته شدن که دوتای از اونا تو آمریکا و ترکیه هستن و یکیش هم تو ایران خودمونه که البته فقط روستای صخره ای ایران هستش که هنوز قابل سکونته و همین جذابیت کندوان رو واسه توریست ها دو چندان می کنه.

وقتی وارد روستا میشی اولین چیزی که جلب توجه میکنه هتل صخره ای بسیار زیباییه که هوس میکنی یه شب رو مثل آدمای غارنشین توی یکی از اتاق هاش سر کنی . یه هتل شیک و مجلل که بعلت خنکی هوای منطقه نیازی به سیستم خنک کننده نداره . شلوغی و جنب و جوش مردم  منو بیاد امامزاده داود تهران و نیاسر کاشان می انداخت. چیزی که زیاد به چشم میومد دبه های پر از آبی بود که دست مردم بود آخه چشمه آبی که از صخره ها پایین سرازیر میشد دارای خاصیت درمانی بود و مردم روستا می گفتن سنگ کلیه رو  از بین میبره و مثلا از شخص بیماری تعریف میکردن که از ترس عمل کلیه یکهفته اونجا مونده بود و آب کندوان باعث از بین رفتن سنگ کلیه اش شده بود.(همچین آبی رو توی سرعین اردبیل هم دیده بودم منتها اونجا واسش بلیط فروشی راه انداخته بودن ولی اینجا مجانی بود.)

شغل اصلی مردم روستا زنبورداری بود و اینکار درآمد خوبی واسشون داره. اگه یه وقت خواستین عسل بخرید برید بالای صخره و از خود مردم روستا بخرید نه مغازه های پایین روستا . مردم اونجا بعضی از خونه های صخره ای رو به مغازه تبدیل کردن و عسل و دست بافت های سنتی و البته انواع ترشیجات رو واسه فروش گذاشتن. اگه یه کم هم دست و دلباز باشی ده پونزده تومن پول که به مردم روستا بدی بهت اجازه میدن از داخل خونه هایشون هم دیدن کنی . وقتی داشتم تند تند از جاهای مختلف عکس مینداختم یه نوشته روی دیوار یکی از خونه ها از دور توجهم رو جلب کرد وقتی دوربین رو زوم کردم و ازش عکس انداختم دیدم درشت نوشته شده : تراختور !!

خب دوستان بقیه تعریف ها بمونه تا انشالا خودتون برید و از نزدیک ببینید و حالشو ببرید . بازم مثل همیشه چندتا عکس واستون میذارم امیدوارم که خوشتون بیاد . تا سفری دیگه ( که فکر میکنم تا یکی دو هفته دیگه راهی بشم ) بدرود.

عکسها به ترتیب : هتل لاله کندوان - بسوی خانه های صخره ای - نمایی از خانه های صخره ای - تراختور - صنایع دستی مردم روستا -  بازارچه محلی - رودخانه کندوان - نمایی دیگه از رودخانه کندوان

 

/ 23 نظر / 121 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هزاران گنج

درود بر شما شاعر بزرگوار امیدوارم به زودی سفرنامه های زیبایتان هم مانند اشعار زیبایتان منشر شود عزیز بزرگوار[گل][قلب][گل]خیلی زیبا می نویسید و به تصویر می کشید

رها

سفرت بی خطر دوست خوبم [گل]

ستاره

غروب که می شود در صحرا، تنها به انتظار می نشینی و خیره به خورشید خبر می خواهی از چه ... ؛ نمی دانی !! فقط این را می خواهی که قلبت به تپش بیفتد برای یک اتفاق شیرین..! آری ، خودش است ؛ قاصدک در صحرا وقت غروب همان اتفاق شیرین است خبر قاصدک غروب حتما دلنشین و شیرین است....!!

ستاره

سلام !!!سفرنامه هاتونم جالبن ممنون از اونا می نویسین [گل][گل][گل]

پروین

سلام شنیدم زمانی که داشتن تونل کندوان رو درست میکردن گویا هیچ کسی یا اکیپی نتونسته بوده از عهده اینکار بر بیاد . بعد از اونجایی که اهالی اسکو خانه های داخل کوه داشتن اومده بودن چند مرد از کندوان اسکو برده بودن و خلاصه اونها موفق شده بودن تونل کندوان رو بسازن. و اسم اون تونل هم به همین دلیل کنداون هست . و بازم شنیدم اهالی اسکو و کندوان از ترس حمله ی مغولها به این شکل منازلشونرو ساخته اند . سر فرصت خاطرات این سفرتون رو میخونم . انشالله همیشه به سفر باشید .

saye

سلام آقای شوریه وب سایت خوبی دارین عالی شما لینکید ..آدرسه من هستsaye9999.persianblog.ir زندگی کنیم! قابل دونستید تشریف بیارید و لینکم کنید ....ارادتنتد سایه

رزمی

سلام بزرگوار ممنونم از حضور ارزشمندتان کاش می دانستید که چقدر خوشحال شدم تشکر ویژده دارم دست نوشته های زیبا و ارزشمندتان خواندم و بهره بردم درود برشما تندرست باشید یا مولا علی

گلشن

استاد شوریده عالی بود خیلی عالی[گل][گل][گل]

اذری

اینجارفتم محشره من تعطیلات نوروزرفتم پرازبرف بود اردیبهشت بهتره یا شهریور....