قلعه سردار اسعد (جونقان)

از شهرکرد تا جونقان یه نیم ساعتی (42 کیلومتر) راه بود که البته توی شهریور ماه خنکی هوا باعث شد گذشت زمان رو حس نکنم. جونقان شهر کوچیکی بود با بافت نسبتا سنتی و مردمی بسیار خوش برخورد و دوست داشتنی . هر چی که به در و دیوار شهر نیگاه می کردم تابلویی نمی دیدم که مسیر قلعه سردار اسعد رو نشون بده واسه همیم پرسون پرسون خودم رو به قلعه رسوندم . جالب اینکه حتی دم قلعه هم از مردم سراغ قلعه رو میگرفتم آخه نه شکل بنا به قلعه شبیه بود نه حتی اسمی روی سر درش بود!!

از بدو ورود به قلعه یه خانم مسن که از افراد بومی منطقه بود اومد به سمتم و با لهجه شیرین بختیاری واسم شروع به صحبت از سردار کرد. میگفت از بچگی که یه دفعه واسه جشن اومده اینجا و اسب سواری و رقص شمشیر مردهای بختیاری رو دیده تا حالا پاشو اینجا نذاشته و قسمت شده الان بیاد و دوباره ببینه. راستش از همون اول دلم گرفت و خیلی تاسف خوردم که چرا باید محل زندگی یکی از سرداران سلحشور تاریخ کشورمون که قید زرق و برق اروپا رو زده و به عشق آزادی مردمش اومده و با استبداد جنگیده به یه مخروبه تبدیل بشه؟ واقعا چرا ؟

این قلعه همون جاییه که مرحوم دهخدا نوشتن لغت نامه اش رو از اینجا شروع کرده و سالهای سال بعنوان یک منطقه مهم شناخته میشده و مردمش به دلیر بودن معرف بودن و علیقلی خان سردار هم یکی از همین غیور مردان بوده که این بنا رو به سبک فرانسوی ساخته که در زمان خودش منحصر به فرد بوده و خیلی زیبا و مجلل بوده که متاسفانه امروزه به مخروبه ای تبدیل شده که دو تا سرباز فقط واسه بلیط فروشی اونجا مستقر شدن !! خوب بالاخره سازمان میراث فرهنگی هم باید نون بخوره دیگه...

توی این سالها تا تونستن از سر و ته قلعه زدن و هر ارگان یا سازمانی که از راه رسیده از این کلاه واسه خودش نمدی ساخته که اوج این بی رحمی و کج سلیقه گی سالن اجتماعاتیه که شهرداری ساخته . توی عکس زیر ساختمان وسطی سالن اجتماعات شهرداریه که قبلا اتاق نشیمن سردار بوده

هرچی بیشتر به در و دیوار قلعه که چه عرض کنم مخروبه نیگاه میکردم بیشتر تاسف می خوردم که مثلا کشوری مثل امارات دنبال یه بنای تاریخی کوچیک میگرده تا ازش بت بسازه و جذب توریست کنه و اونوقت ما همچین آثار ملی رو داریم ولی حتی شیشه شکسته یه دونه از درب هاشو تعمیر نمی کنیم!!

شاید تنها قسمت نسبتا جذاب قلعه طبقه زیر زمین اون بود که تبدیل به موزه شده و بعضی از صنایع دستی و پوشش مردم بومی منطقه رو به نمایش میذاره

با کلی تاسف قلعه رو ترک کردم ...احساس کردم به کمی هوای تازه احتیاج دارم تا از این حال و هوا دربیام واسه همین راهی منطقه کوهستانی پیر غار ( روستای ده چشمه ) شدم که توی همون نزدیکی ها بود و دیدن مناظر زیبا و مردم خندان منطقه باعث شد حسن ختام خوبی داشته باشم واسه سفرم به دیار سردار اسعد.

/ 26 نظر / 123 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میترا

[گل][گل]

رزمی

سلام جناب شوریده خیلی ممنونم از حضور ارزشمندتان از اینکه یادم می فرمایید خیلی خوشحالم از دست نوشته های ارزشمندتان بهره بردم تندرست و شاد باشید یا علی مولا[گل][گل]

ستاره

خبر بده اي قاصدك پیر كه دشنه اي سرخ مرا فرا گرفته است [گل][گل][گل]

پروین

آهنگ این وبتونم خیلی قشنگه[گل]

حبیب

اورکیمین سؤزلری : سلام ... زیبا اثری بود [گل][گل][گل]

همصدا

سلام جناب شوریده وقت شما بخیر بسیار عالی توضیح دادید من تا اصفهان امدم البته بیشتر شهرهای استان اصفهان را هم گشتم ولی بعد از استان اصفهان را تا حالا نرفتم همیشه برنامه ریزی میکنیم ولی قسمت نمیشه . انشالله این بار با این توضیحاتی که شما دادید حتما یه برنامه مسافرتی برای شهرکرد و جونقان برنامه ریزی می کنم . راستی عکسهای جالبی گرفتید بسیار عالی بودند . اون دفعه از ابشار اب پری در منطقه مازنداران نوشته بودید ما تابستان ر فتیم منطقه بسیار زیبا و جذابی بود ولی حیف ابشار اب نداشت و خشک شده بود . انشالله در پناه حق تعالی همیشه سلامت و موفق باشید .

رزمی

سلام جناب شوریده ممنونم از حضور ارزشمندتان در این روز گار بی مهریها دست نوشته های بسیار زیبایتان خواندم وقعا بدون تعارف لذت بردم جاودان باد قلم هنرمندتان بهاری باشی یا علی مولا

يلدا

سلام جناب شوريده يا به عبارتي جناب ماركوپولو سفر جذابي داشتيد و خيلي زيبا به تصوير كشيديد موفق باشيد [گل][گل]

همصدا

سلام وقت شما بخیر عید بر همه عاشقان و عارفان درگاه عبودیت و بندگی مبارکباد . باشد روز که ندای یوسف زهرا را از سرزمین منی و عرفات بشنویم. عید قربان گشته با یلدای طولانی به یک شب این عید مبارک بُد و آن شب به سلامت